عشق یا دوست داشتن؟ کدام یک ارزش بیشتری دارد؟

جواب دادن به این سوال شاید براتون کمی سخت باشه 

شاید هم تجربه اش کردین و  جوابشو میدونید 

شاید هم هنوز دو دل هستین

نظر چند نفر رو جویا شدم  و براتون مینویسم 

جالب و خوندنیه

شما چی فکر میکنید؟! 

دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق یک جوشش کوراست و پیوندی ازسرنابینایی اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال.


 

وقتی به کسی بگی دوستت دارم داری بهش دروغ میگی...
در عمل بهش ثابت کن
احساسی که به زبان بیاد پشیزی ارزشمند نیست...
مخصوصا احساس های عاطفی
دوستت دارم..عاشقتمم بریز دور....توی روابط آدم باید خوش باشه...وابستگی مسخره هست...


 


با وجود احترامی که واسه نظرات بقیه قایل هستم باید بگم طی بحث های طولانی که در این موضوع داشتم . به این برداشت رسیدم که عشق جزیی از کل نیست و بنا به نظر یکی از دوستانم عشق کل است در کل .در عشق انتخاب نیست . و اصلا عشق و دوست داشتن دو مقوله کاملا متفاوت است و غیر قابل قیاس .در واقع اساس آفرینش عشق است و ما همگی غوطه ور در این عشق.
این ما هستیم که به درک این عشق رسیده ایم یا نرسیده ایم .
خلاصه بگویم اینکه عشق یکباره به وجود نمی آید بلکه از قبل از تولد ما بوده و بعد از مرگ ما نیز همواره خواهد بود .درعشق مادر به فرزند میبینید که انتخابی نیست. و یکباره به وجود نمی آید و هرگز از بین نمی رود .
آگاهی از عشق واقعی .انکه بنیان اساسی آفرینش شما ست بسیار لذت بخش و باعث شادیست


 

 


 

عشق و دوستی هر کدام جایگاه خود را دارند. در دوستی شما دوست میدارید بدون تعهد . در عشق شما متعهد میشید . فرق اینجاست


 

 


 

عشق برتر از دوست داشتن است.
عشقه که مقدسه نه دوست داشتن.
دوست داشتن همواره به همراه منافع است برای طرفین.منافع مالی یا روابطی برای اهدافی خاص یا ...
اما عشق بدون در نظر گرفتن این جور چیزا یکدفعه و نا خود اگاه وارد زندگی افراد میشه و ...


 

 


 

زندگی هرکس به همراه اعتقاداتش معنی دارد کسانی که درزندگیشان عشق راتجربه نکرده باشند هیچوقت عشق رااحساس نخواهند کرد وبرخوردباهرگونه مسئله ای درهرزمینه ای به طرزفکروتجربه شخص ارتباط دارد کسی که عاشق نشده باشد وشما مدام ازشور وحال جذبه وشوق وصال وهزاراصطلاح دیگری نیزبکارببرید آن شخص باسخنان شماهیچ ارتباطی برقرار نخواهد کرد .بحث دوست داشتن نیز همین گونه است هیچکس مثل دیگری فکرنمیکند ونظرات گاها" ضدونقیض خواهد بود. بنابراین اکثراین مسایل به شخص ودنیای اوبرمیگردد.


 

 


 

دوست داشتن تکمیل کننده عشق است. هردو باهم سبب بهترین رابطه است.


 

 


 

دوست داشتن یک حس فطری است و از بین نمی ره مثلا شما مادرتون رو دوست دارین . از وقتی که به دنیا اومدین این حس در وجودتون هست از بین هم نمیره اما ممکنه کمرنگ بشه.
اما عشق یک حس لحظه ای است و اگه به مرحله ی دوست داشتن نرسه خیلی زود از بین می ره وزودتر از ان فراموش می شه.


 

 


 

خدایا: به هر که دوست میداری بیاموز که،عشق از زندگی کردن بهتر است، و به هر که دوســت تر میداری، بچشان که، دوســت داشتن از عشـق برتر. ..شگفتا!وقتی که بود نمی دیدم،وقتی می خواند نمی شنیدم...وقتی دیدم که نبود... وقتی شنیدم که نخواند...!چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد وزلال در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد، تشنهء آتش باشی و نه آب، و چشمه که خشکید، چشمه از آن آتش که تو تشنهء آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش ،کویر را تافت ودر خود گدا خت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، تو تشنهء آب گردی و نه تشنهء آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن، کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می گدا خت! ...وتو ای آموزگار بزرگ درسهای شگفت من! ای که دست کینه توز مرگ در آن حال عطشم به نوشیدن جرعه هایی که از چشمهء جاوید پر از عجایبت در پیمانه های زرین کلماتت می ریختی مرا بیتاب کرده بود- در این کویر سوختهء پرهول تنها رها کرد. ای که به من آموختی عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست و آن دوست داشتن است و آن آسمان پر آفتاب وزیبای"ارادت" است و آن بیتابی پر نیاز و دردمند دو روح خویشاوند است. آشنایی دو تنهای سرگردان بی پناه در غربت پر هراس و خفقان آور این عالم است که عالمیان همه همزبانان و هموطنان همند برادران وخواهران همند و در خانهء خویشند و بر دامن زمین ،مادر خویش و در سایهء زمان پدر خویش، که زادگان زمین و زمانه اند و ساکنان خاک. و تو آموختی که آنچه دو روح خویشاوند را، در غربت این آسمان و زمین بی -درد،دردمند می دارد و نیاز مند بیتاب یکدیگر می سازد دوست داشتن است، ومن در نگاه تو، ای خویشــاوند بزرگ من،ای که در سیمـایت هراس غربت پیدا بود و در ارتعاش پر ا ضطراب سخنت شوق فرار پدیدار! دیدم که تبعیدی زمینی، ...واکنون تو با مرگ رفته ای و من، اینجا، تنها به این امیـد دم می زنم که با هـر «نفس»، « گامی» به تو نزدیک تر می شوم و... ...و این زندگی من است.

6 رمز موفقیت از نگاه امام علی علیه السلام



داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند .

 

1- داشتن هدف

داشتن هدف در زندگی از لوازم اصلی حیات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زمانی امنیت خاطر و آرامش دارد که افق روشنی برای آینده خود ترسیم کند و با انگیزه و رضایت درونی برای رسیدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند . بدترین حالت برای آدمی، زمانی است که احساس سرگردانی کند و بلاتکلیف بماند .

هم چنان که همه مخلوقات از بزرگترین آنها گرفته تا کوچکترین موجودات، بر پایه هدفی خلق شده اند، انسان هم - که اعجوبه خلقت است - در این چرخه هستی بدون هدف نیست . به فرمایش امام علی علیه السلام: «فما خلق امرؤ عبثا 1 کسی بدون هدف [و بیهوده آفریده نشده است .»

هیچ انسانی  بدون هدف خلق نشده، کارها و اعمالش باید بر پایه هدفی صورت بگیرد . در این عمر کوتاه زندگی، رسیدن به همه اهداف و آرزوها ممکن نیست، بنابراین باید هدفی را که ارزشمندتر است انتخاب نمود . اگر اهداف متفاوت و متعدد دنبال شود نتیجه ای جز شکست و ناکامی نخواهد داشت: «من اوما الی متفاوت خذلته الحیل 2 کسی که به کارهای مختلف بپردازد، نقشه ها [و پیش بینیهایش] به جایی نمی رسد .» و اگر بجایی هم رسید مسائل مهمتر را ضایع خواهد کرد، چنان که علی علیه السلام فرمودند: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم 3 کسی که به امور غیر مهم بپردازد، مسائل مهم تر را ضایع می سازد .»

کسی که دنبال موفقیت در کارهاست باید در ابتدای امر، هدف خود را مشخص کند و بعد از اینکه مهمترین هدف را شناسایی کرد، با تمام توان جهت رسیدن به آن تلاش نماید، چرا که موفقیت انسان در کارهایی است که فکر و اندیشه را در همان کار بکار می گیرد . امام علی علیه السلام فرمودند: «ان رایک لا یتسع لکل شی ء ففرغه للمهم4 فکر تو وسعتی که همه امور را فرا بگیرد ندارد، پس آن را برای امور مهم فارغ بگذار .»

البته به این نکته نیز باید توجه کرد که انسان برای رسیدن به هدف مجاز نیست از هر وسیله ای استفاده کند . به دیگر سخن هیچ وقت هدف وسیله را توجیه نمی کند، علی علیه السلام در این زمینه فرمودند: «ما ظفر من ظفر الاثم به والغالب بالشر مغلوب 5 کسی که گناه به وسیله او پیروز شود، پیروز نیست و کسی که با بدی غلبه کند، شکست خورده است .»

 

2- داشتن همت

یکی از نیروهای نهفته در وجود انسان، قوه اراده است که اگر به پرورش و تقویت آن پرداخته شود، بسیاری از مشکلات روحی و جسمی را می توان درمان نمود . داشتن اراده ای قوی و همتی عالی، از نشانه های مؤمن است . علی علیه السلام در بیان صفات مؤمن می فرمایند: «بعید همه؛ 6 همتش بلند است .»

حضرت امیر علیه السلام قدر هر انسانی را به اندازه همتش می داند و می فرماید: «قدر الرجل علی قدر همته 7 قیمت و ارزش آدمی به قدر همت اوست .»

 

همت بلنـد دار کـه مـردان روزگار               از همت بلند به جایی رسیده اند

همت بلند دار که نزد خدا و خلق               باشد بـه قــدر همت تو اعتبار تو 8

 

از نکات قابل توجه در این بحث این است که بلند همتی با تن پروری سازگار نیست . طالب موفقیت باید خود را از تن پروری بدور کند و با تمام توان خود، به تلاش و کوشش بپردازد . علی علیه السلام می فرمایند: «فشدوا عقد المازر واطووا فضول الخواصر ولا تجتمع عزیمة وولیمة 9 پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزشهای والا با خوشگذرانی میسر نیست .» همچنین باید از همراهی با انسانهای دون همت و بدون پشتکار پرهیز کرد و بر آنها تکیه نزد . آن حضرت توصیه کردند: «ولا تامنن ملولا 10 بر آنکس که پشت کار ندارد تکیه مکن .»

 

آفت دونان به عالی همتان هم می رسد          دایما از کج نهادن پای سر دارد خطر 11

 

امام علی علیه السلام فرمودند: «ان رایک لا یتسع لکل شی ء ففرغه للمهم فکر تو وسعتی که همه امور را فرا بگیرد ندارد، پس آن را برای امور مهم فارغ بگذار»

3- داشتن دوست خوب

خداوند انسان را موجودی نیازمند به غیر خلق کرده است یعنی جامعه انسانها طوری است که هر کسی به دیگری محتاج است . در این میان نقش گروه همسالان و بخصوص دوستان حساس و خطیر است . درباره نقش دوستان همین نکته کافی است که شخصیت هر انسان را در اجتماع با دوستان او می سنجند، همچنان که حضرت علی علیه السلام فرمودند: «فان الصاحب معتبر بصاحبه 12 هر کس را از آن که دوست اوست، می شناسند

 

تا توانـی می گریز از یار بد       یار بـد بــدتـر بود از مار بدر

مار بد تنها تو را بر جان زند       یار بد بر جان و بر ایمان زند

 

امام علی علیه السلام فرمودند: «لا ینبغی للمرء المسلم ان یواخی الفاجر فانه یزین له فعله ویحب ان یکون مثله ولا یعینه علی امر دنیاه ولا امر معاده ومدخله الیه ومخرجه من عنده شین علیه 13 شایسته نیست که یک انسان مسلمان با فرد فاجر [و تبهکار] رابطه برادرانه برقرار کند، زیرا او عمل و رفتار خود را برایش زینت می دهد و دوست دارد که او هم به مانند خودش شود و او را نه در امر دنیا و نه در امر آخرتش یاری نمی کند و رفت و آمدش برای او ننگ است .»

 

4- استفاده از تجربه ها

یکی دیگر از عوامل موفقیت، استفاده از تجربیات است . آنهایی که خود را بی نیاز از تجربه می دانند به مقصد نخواهند رسید . چنان که علی علیه السلام فرمودند: «من غنی عن التجارب عمی عن العواقب 14 کسی که خود را از تجربه ها بی نیاز بداند، سرانجام [امور] را نخواهد دید .» کسی که دنبال هدفی عالی است و برای رسیدن به آن باید از گردنه های پر پیچ و خم عبور کند تا بر مشکلات پیروز شود، باید بداند که در این راه نیازمند تجربه است . امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «کل معونة تحتاج الی التجارب 15 هر امر مشکلی [که کمک لازم دارد] به داشتن تجربه ها نیازمند است .»

همچنین آن حضرت در نهج البلاغه فرمودند: «ومن التوفیق حفظ التجربة 16 حفظ تجربه بخشی از موفقیت است .»

معمولا کسانی که در پی اهداف عالی هستند، دشمنانی فرصت طلب نیز دارند که در حال مکر و نیرنگ اند . استفاده از تجربه یکی از راههای شناخت فریب و نیرنگ است .

خوش بود گر محک تجربه آید به میان              تا سیه روی شود هر که در او غش باشد 17

 

امام علی علیه السلام فرمودند: «من لم یجرب الامور خدع 18 آن کس که کارها را تجربه نکند، نیرنگ می خورد .»

همچنین فرمودند: «ومن لم ینفعه الله بالبلاء والتجارب لم ینتفع بشی ء من العظة 19 کسی را که خداوند بوسیله گرفتاری ها و تجربه ها سود نرساند، از هیچ گونه موعظه ای بهره مند نخواهد شد .»

 

5- مشورت

شور و مشورت با صاحبان اندیشه های پاک و همتهای عالی، مسیر انسان را در رسیدن به اهداف عالی هموار می سازد . اشرف مخلوقات، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله - که عصاره خلقت بود - به همان اندازه که دیگران را به مشورت کردن دعوت می کرد، خود نیز سعی وافر داشت تا در کارها مشورت کند، چنان که در جریان جنگ خندق چنین کرد .


هر کسی برای انجام کارهای مهم نیازمند پشتوانه ای قوی است تا در بحرانها کمک و یار و مدد کار او باشد . مشورت یکی از پشتوانه های بزرگ مردان الهی است .

علی علیه السلام فرمودند: «لا ظهیر کالمشاورة 20 پشتوانه ای همچون مشورت نیست .»

 

مشورت در کارها واجب شود           تا پشیمانی در آخر کم شود 21

 

از فرمایشات علی علیه السلام در نهج البلاغه استفاده می شود کسانی که دارای استبداد رأی هستند و عقیده خود را برترین می دانند، در معرض خطری عظیم هستند . حضرت فرمود: «والاستشارة عین الهدایة وقد خاطر من استغنی برایه 22 مشورت نمودن چشمه هدایت است و کسی که [به خاطر رای شخصی] خود را مستغنی از دیگران بداند، خویشتن را به خطر می افکند .»

همچنین می فرمایند: «من استبد برایه هلک ومن شاور الرجال شارکها فی عقولها 23 کسی که در رأی خویش مستبد باشد، هلاک می شود و کسی که با مردان مشورت نماید، در عقلهای آنان شریک خواهد شد .»

ترک مشورت در مسائل معنوی ومادی، شکست های جبران ناپذیری به بار می آورد و در مقابل، مشورت با مردان خودساخته و صالح و صاحبان افکار عالی، انسان را در شناخت موارد خطا و اشتباه کمک می کند و از مواجهه با خطا مصونیت می بخشد . پرچمدار هدایتگران، مولی علی علیه السلام فرمودند: «من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء 24 کسی که از افکار [دیگران استقبال کند، موارد خطا را می شناسد .»

همچنین می فرمایند: «من استبد برایه هلک ومن شاور الرجال شارکها فی عقولها کسی که در رأی خویش مستبد باشد، هلاک می شود و کسی که با مردان مشورت نماید، در عقلهای آنان شریک خواهد شد»

با چه کسانی مشورت کنیم؟

لازم است فردی طرف مشورت قرار گیرد که علاوه بر فهم و خرد و آگاهی نسبت به امر مشاوره، بتوان از مشورت با او بهره مند شد، به دیگر سخن به فرمایش مولی علی علیه السلام باید با کسی مشورت کرد که عقل او را بپذیرد: «لا تشاور من لا یصدقه عقلک25 با کسی که عقلت او را تصدیق نمی کند مشورت نکن .»

برای رسیدن به اهداف و دوری از حسرت و پشیمانی لازم است انسان با افراد نصیحت گر، عالم و صاحب تجربه مشورت کند . علی علیه السلام می فرمایند: «اما بعد فان معصیة الناصح الشفیق العالم المجرب تورث الحسرة وتعقب الندامة 26 مخالفت با شخص نصیحتگری که مهربان و عالم و صاحب تجربه است، موجب حسرت می شود و پشیمانی را به دنبال دارد .»

همچنین آن حضرت فرمودند: «افضل من شاورت ذو التجارب 27 برترین کسی که با او به مشورت می نشینی کسی است که تجربه ها اندوخته است .»

امام علی علیه السلام در توصیه خویش به فرماندار بصره، او را از مشورت با چند گروه برحذر می دارد: «ولا تدخلن فی مشورتک بخیلا یعدل عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ولا حریصا یزین لک الشره بالجور فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله 28 بخیل را در مشورت خود دخالت نده که تو را از بخشش [و نیکوکاری] باز می دارد و به تو وعده تنگدستی می دهد . ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در [انجام] کارها [روحیه] تو را سست می کند و حریص را [در مشورت کردن دخالت نده] که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد . همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است .»

 

6- نظم و برنامه ریزی

اولیای بزرگ اسلام، رعایت نظم و برنامه ریزی در کارها را از جمله مهمترین مسائل در زندگی انسان شمرده، آن را مورد تاکید قرار داده اند .

علی علیه السلام در ضمن وصیت خود، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می فرمایند: «اوصیکما وجمیع ولدی واهلی ومن بلغه کتابی بتقوی الله ونظم امرکم 29 شما و همه فرزندانم و هر کس که نامه ام به او می رسد را به ترس از خدا و نظم در کارهایتان سفارش می کنم .»

برای هر انسانی شایسته است در همه کارهای زندگی برنامه منظمی داشته باشد تا بتواند از عمر خویش بهترین بهره را ببرد . یکی از نشانه های نظم این است که انسان اوقات شبانه روز را بر نیازمندیهای خویش تقسیم کند و زیر بنای زندگی را که نظم است، محکمتر سازد و از بی نظمی که ضایع کننده عمر و بر باد دهنده استعدادهاست، دوری کند . علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «للمؤمن ثلاث ساعات، فساعة یناجی فیها ربه وساعة یرم معاشه وساعة یخلی بین نفسه وبین لذتها فیما یحل ویجمل . ولیس للعاقل ان یکون شاخصا الا فی ثلاث، مرمة لمعاش او خطوة فی معاد او لذة فی غیر محرم 30 برای مؤمن [در شبانه روز] سه ساعت [و زمان] وجود دارد، زمانی که در آن با پروردگار خویش مناجات می کند و زمانی که هزینه زندگی را تامین می کند و زمانی برای واداشتن نفس به لذتهایی که حلال و مایه زیبایی آن است . خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز شاخص باشد، تامین زندگی یا گام نهادن در راه آخرت یا [به دست آوردن] لذتهای حلال .»

علی علیه السلام در ضمن وصیت خود، خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می فرمایند: «اوصیکما وجمیع ولدی واهلی ومن بلغه کتابی بتقوی الله ونظم امرکم شما و همه فرزندانم و هر کس که نامه ام به او می رسد را به ترس از خدا و نظم در کارهایتان سفارش می کنم»

نظم و برنامه، سامان دهنده زندگی و وسیله ای برتر برای رسیدن به اهداف بزرگ است . با برنامه ریزی صحیح در زندگی می توان ساعات عمر را پربار و از اتلاف عمر جلوگیری کرد .

بهره گیری از زندگی یکی از میوه های نظم وبرنامه ریزی است . یکی از شاگردان حضرت امام خمینی رحمه الله می گوید: «نظم دقیق در زندگی از ویژگیهای معروف امام است . به راستی عجیب بود که حتی برای مطالعه و قرائت قرآن و کارهای مستحب و حتی زیارتها و دعاهایی که در وقت خاص هم وارد نشده بود، وقت خاص را تنظیم کرده بودند و هر کاری را بر طبق همان زمان بندی و تنظیم خاص انجام می دادند، بطوری که برای هر کس که مدتی با ایشان مانوس و معاشر می شد، مشخص بود که در چه ساعتی، مشغول چه کاری و انجام چه عملند، اگر چه در حضور ایشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد.31» ثمره این نظم دقیق را در زندگی امام امت مشاهده کرده ایم .

امام علی علیه السلام با توجه به تاثیر نظم در نتیجه بخشی کارها، بر انجام امور روزانه در وقت خود به مالک اشتر سفارش می کند که: «وامض لکل یوم عمله فان لکل یوم ما فیه 32 کار هر روز را در همان روز انجام ده [و آن را به روز بعد موکول مکن] زیرا برای هر روز کار خاصی است [که مجال انجام عقب افتادگیها را نمی دهد] .»

بخش نهج البلاغه تبیان






پی نوشت ها :

1) نهج البلاغه، حکمت 370 .

2) همان، حکمت 403 .

3) غررالحکم، شماره 10944 .

4) همان، شماره 555 .

5) نهج البلاغه، حکمت 327 .

6) همان، حکمت 332 .

7) همان، حکمت 47 .

8) ابن یمین .

9) نهج البلاغه، خطبه 241 .

10) همان، حکمت 211 .

11) لامع .

12) نهج البلاغه، نامه 69 .

13) کافی، ج 2، ص 460، ح 2 .

14) غررالحکم، شماره 10162 .

15) بحار، ج 75، ص 7، حدیث 59 .

16) نهج البلاغه، حکمت 211

17) حافظ .

19) بحار الانوار، ج 74، ص 422; ارشاد مفید، ج 1، ص 300 .

20) نهج البلاغه، حکمت 54 .

21) مولوی .

22) نهج البلاغه، حکمت 211 .

23) همان، حکمت 161 .

24) نهج البلاغه، حکمت 173 .

25) بحار الانوار، ج 72، ص 103، ح 33; مصباح الشریعه، ص 152، الباب الثانی والسبعون فی المشاورة .

26) نهج البلاغه، خطبه 35 .

27) غرر الحکم، شماره 10075 .

28) نهج البلاغه، نامه 53 .

29) همان، نامه 47 .

30) همان، حکمت 390 .

31) پا به پای آفتاب، امیررضا ستوده، ج 2، ص 170، نشر پنجره .

32) نهج البلاغه، نامه 53 .

منبع : پایگاه حوزه

تاثیر استفاده از کلمات مثبت در زندگی


 

كلمات،عقاید شكل گرفته وافكاربیان شده هستند. به عبارت ساده آنچه می گویی فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل میدهند.


همه ما می توانیم استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح جامعه گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.

  
 


  


امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستد و اورا به سمت منفی و بیماری سوق می دهد! به طورمثال وقتی به ما می گویند " خسته نباشی" دراصل خستگی را به یاد ما می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم. باخودتان امتحان كنید! امااگر به جای آن از یك عبارت انرژی زا استفاده شود نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

  به جای:
پدرم درآمد                   بگوییم                خیلی راحت نبود
خسته نباشید                 بگوییم                خداقوت
دستت درد نكنه               بگوییم                ممنون از محبتت
دروغ نگو                   بگوییم                راست میگی؟ راستی؟
گرفتارم                      بگوییم                درفرصت مناسب باشما خواهم بود
خدا بد نده                    بگوییم                خدا سلامتی بده
قابل نداره                    بگوییم                هدیه برای شما
شكست خورده               بگوییم                باتجربه
مگه مشكل داری؟           بگوییم                مگه مسئله ای داری؟
فقیرهستم                    بگوییم                ثروت كمی دارم
بد نیستم                      بگوییم                خوب هستم
به درد من نمی خورد        بگوییم                 مناسب من نیست

مشكل دارم                  بگوییم                 مسئله دارم
جانم به لبم رسید            بگوییم                 چندان هم راحت نبود
فراموش نكنی               بگوییم                 یادت باشه
داد نزن                      بگوییم                 آرام باش
مریض وغمگین نیستم      بگوییم                 من سالم و با نشاط هستم
غم آخرت باشد              بگوییم                 شما را در شادی ها ببینم                                ببخشید مزاحمتون شدم     بگوییم                از اینكه وقت دراختیار من گذاشتید متشكرم

وقتی بعد ازمدتی همدیگررا می بینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل نیست بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می كند را بکار میبریم البته می توان درباره ی موضوعات مشترك، با محوریت مثبت باهم صحبت كنیم.

شماهم می توانید به این لیست مواردی رو اضافه كنید.

  

 منبع:دکترحورایی-حلت

  www.simineh.com
شاید تقدیر قابل تغییرنباشد،اما تغییر قابل تقدیر است.



آیا تاکنون متوجه شده اید زمانی که واقعاً می خواهید چیزی را به خاطر آورید یا با راکت، توپ تنیس را مستقیم پرتاب کنید و یا مسأله ای را حل کنید، چه اتفاقی می افتد؟ در این مواقع، نتایج دلخواه خود را به دست نمی آورید.

اغلب افراد، می گویند وقتی به طور طبیعی هنگام کار، آرام و آسوده هستند، بیشترین و بزرگ ترین موفقیت را به دست می آورند. از این رو، افکار بکر و الهامات ناگهانی آنها در زیر دوش، در حمام و در بستر، یعنی مکان هایی که ما در آن به آسانی به آرامش دست می یابیم، ایجاد می شود.

به درک این موضوع، از نقطه نظر و دیدگاه علمی می پردازیم: هنگامی که در استراحت و آرامش به سر می بریم، ریتم مغزمان کندتر می شود، یعنی به صورت آلفا درمی آید، که در این وضعیت، ما بسیار تواناتر و خلاق تر می شویم. نتایج به آسانی پدیدار می شوند. هنگامی که شما زیر دوش آب گرم می روید، به طور طبیعی به استراحت و تمدد اعصاب می پردازید. در بستر هم همین اتفاق رخ می دهد، بنابراین شما می توانید در بستر طرح ها و ایده هایی را به دست آورید. شما می توانید در هنگام خواب و استراحت، بسیار خلاق باشید.

مسلماً، ارامش و استراحت جسم برای رسیدن به او ج بازدهی و عملکرد بسیار مهم است. هنگامی که ما به جسم خود استراحت و آرامش می دهیم، سیستم سوخت و ساز بدنمان به حالت تعادل درمی آید، میزان فشار خونمان کاهش می یابد، تنفسمان آرام و عمیق شده و تمام اندام های بدن، به طور هماهنگ کار می کنند.

هنگامی که از قبل آماده باشیم تا در مسیر جریان زندگی حرکت کنیم، بهترین نتایج را به دست می آوریم و این به مفهوم یافتن توازنی سنجیده و دقیق و دست نیافتنی بین سعی و تلاش و استراحت و تمدد اعصاب، و وابستگی و رها شدن است که دست یافتن به آن ساده نیست.

ما می توانیم از طبیعت، سرمشق و راهنمایی بگیریم. حیوانات هم فعالیت دارند، اما نه در تمام طول شبانه روز. آنها از زمانی که به حد کافی توشه و آذوقه دارند، مطلع هستند. گنجشکان، خرس ها، قورباغه ها و گوزن ها می دانند کی زمان استراحت و تنفس است. حیوانات چیزهای بسیار زیادی می دانند که ما تنها از نیمی از آنها اطلاع داریم. حتی خاک نیز، گاهی نیاز به استراحت دارد. همه چیز برای یافتن نیروی تازه و احیا شدن، به زمان احتیاج دارد.

بنجامین هاف در کتاب خود می نویسد: «هنگامی که می آموزیم با فطرت و ذات درونیمان و قوانین طبیعی که در اطرافمان حکم فرماست، عمل کنیم، در این صورت، به سطحی می رسیم که بدون سعی و تلاش زیاد، به هدفمان دست می یابیم. آن گاه، با نظم طبیعی و برپایه اصل حداقل سعی و تلاش، عمل می کنیم و چون جهان حقیقی، از آن اصل تبعیت می کند، دچار خطا و اشتباه نمی شود.»

● عدم وابستگی

اگر به دنبال نتایج پایانی نباشیم و آن را رها کرده و برای رسیدن به اهدفمان بکوشیم و کار کنیم و به وسیله اهدافمان، محدود نشویم، در این صورت، سعادت و شادکامی از تضمین بیشتری برخوردار خواهد بود.

ما افرادی را دوست داریم که درصدد تحت تأثیر قرار دادن دیگران نیستند. آنها هرگونه یأس و ناامیدی را از خود دور می کنند تا عشق و محبت به سویشان جاری شود، بنابراین، به طور خودکار از عشق و محبت بهره مند می شوند.

اشخاصی که پول زیادی به دست می آورند، زمانی پول به سویشان می آید که از سعی و تلاش برای دستیابی به آن بازمی ایستند! به عبارتی دیگر، آنها چیزی را می یابند که به انجام دادن آن بسیار علاقه مند هستند و دارایی و ثروت، به طور خودکار، به سوی آنها سرازیر می شود. آنها از پول و ثروت برخوردار می شوند زیرا آن را رها می کنند.

بشر در حال سعی و تلاش و کار کردن است، زیرا او سعی و تلاش سخت و تقلا را بیشتر از پول دوست دارد. به همین علت او ثروتمند است!

برای اینکه چیزی را به دست آوریم، باید تا حدی بتوانیم بدون آن چیز زندگی کنیم. وقتی بتوانیم آن را رها کنیم، از لحاظ وضعیت و موقعیت، از قدرت و نیروی بسیار بیشتری برخوردار خواهیم شد.

هنگامی که به این شیوه عمل کردیم، باید اجازه دهیم نتایج، درست در زمان خاص خودشان اتفاق بیفتند. اگر گوجه فرنگی بکارید و آن گاه هر بیست دقیقه یک بار، به بیرون آوردن بذرها از خاک ادامه دهید تا ببینید که آیا بذرها سبز شده اند یا نه، کارساز نخواهد بود! باید برای مدتی به استراحت و تمدد اعصاب بپردازید و اجازه دهید طبیعت در این مورد، روند و مسیر خود را طی کند.

▪ خلاصه کلام

در مسیر زندگی، استراحت دادن به خود درست به اندازه خود فعالیت اهمیت دارد.

● تغییر و تحول

«هیچ چیز پایدار نمی ماند، اما تغییر می کند.» هراکیلتیوس

قانون جهان هستی، تغییر و تحول است. فصل ها می آیند و به دنبال هم می روند. هیچ چیز به همان صورت خود باقی نمی ماند و این یک اصل بنیادی است. ممکن است گاهی اوقات این قانون را فراموش کنیم که بدین ترتیب دچار یأس و ناامیدی و رنج بسیار زیادی می شویم. از دوستان خود می پرسیم: «چرا نمی توانید همان طور که یک سال گذشته بودید، باشید؟» وقتی برای تعطیلات، به مکانی می رویم که قبلاً رفته ایم، تأسف می خوریم که آنجا مانند دفعه پیش نیست!

همه چیز تغییر می کند. زندگی، پویا و پر از جنب و جوش و تحرک است. همین زندگی را بسیار زیبا و غیرقابل پیش بینی می سازد. تغییر و تحول، ما را به سوی کار و فعالیت ترغیب می کند.

▪ خلاصه کلام

هنگامی که آرزوها و انتظارات خود را نسبت به اینکه زندگی آینده باید ادامه زندگی گذشته باشد، کنار بگذاریم، در این صورت، برای خود، آرامش روحی و ذهنی بیشتری را تضمین می کنیم.

● رها کردن

همه چیز پیوسته در حالت تغییر و تحول است، و ما باید نسبت به رها کردن چیزهای قدیمی، نگرش خوب و سالمی داشته باشیم و مشتاقانه به استقبال چیزهای جدید برویم. یک چیز همیشه جانشین چیز دیگری می شود. ما به منظور رهایی یافتن از چیزهای قدیمی و غیرضروری، خلأ و فضایی خالی ایجاد می کنیم و چیزهای جدید و هیجان انگیزی را به سوی خود می کشانیم.

هنگامی که به چیزهای کهنه و قدیمی وابسته هستیم و آنها را نگه می داریم و دور نمی اندازیم، در این صورت باعث به وجود آمدن رکود و موانعی در زندگی خود می شویم. باید خود را برای رها کردن چیزها آماده کنیم. اگر افرادی را دوست دارید و در واقع، هرگز آنها را از فکر و ذهن خود دور نکرده اید، در این صورت، هیچ کس برای جایگزین شدن، از راه نمی رسد. لحظه ای که کاملاً آن افراد را رها کنید و به جست وجوی فرصت ها و امکانات جدید بپردازید، در این صورت، دوستان جدیدی پیدا خواهید کرد.

بدنمان می تواند مطالب زیادی در خصوص ارزش و اهمیت حذف کردن و کنار گذاشتن به ما بیاموزد. بدن، مواد اضافی و بی فایده را از راه های گوناگون دفع می کند. اگر بدنمان، هرگز این مواد اضافی و بی فایده را دفع نمی کرد، در این صورت، چقدر فاجعه بار بود!

از همان نقطه نظر، لازم است از لحاظ ذهنی و روانی نیز به حذف و پالایش بپردازیم.

▪ خلاصه کلام

برای ایجاد جریانی خوب و سالم، تمام وسایلی را که نمی خواهید و یا به آنها نیازی ندارید، دور بیندازید. در این صورت احساس خوبی خواهید داشت، و ناگهان چیزهای جدید و تازه ای را همانند یک آهن ربا، به سوی خود جذب می کنید.

رازخوشبختی

رازخوشبختی دراین است که بدانیددیگران دلیل خوشبختی شما هستند

اعتقادبه بخت و قسمت بدترین نوع بردگی است

خداوندآزادی را آفریدوبشر بندگی را.

زندگی بهاری است که روزی به پایان می رسدو روزی دوباره آغاز می شود.

ما از جنس رویاهایمان هستیم

زیبایی ناپایدارو فظیلت جاودانه است.

زندگي زيباست اگر...

زندگی زیباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش ، مدفون نسازد زندگی زیباست اگر عقده های زخمی بزرگ ، طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه ، مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست اگر لب خوفناک تیرها ، خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان ، گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست اگر کنار جویباران نیم خفته ، غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز اشک شبانه عشق رخسار زیبایش را نشوید زندگی زیباست حتی برای تو که هم آغوش رنج و حرمانی و آفتاب شادی رابه خنجر زهر آلود شب غم سپرده ای آری زندگی برای تو نیز زیباست زیرا روزی مهمانی عزیز در خانه دلت را خواهد زد و با حضورش زندگی را از نو به تو تقدیم خواهد کرد مهمانی که عشق نام دارد

 

نکته های زندگی

 

 

 علف هرزچیست؟

 

گیاهی که هنوز فوایدش کشف نشده .

 

*****

 

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است .

 

*****

باد می وزد

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است.

*****

شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ،

پس همیشه شاد باش .

*****

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد .

*****

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ،

شاید امید تنها دارائی او باشد

*****

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد .

*****

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم

*****

خوب گوش کردن را یاد بگیریم

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند

*****

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

*****

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد .

بهار

بهار رویش دوباره و آغاز شکوفایی حیات در طبیعت است. ا ین  رویش دوباره  درس نو شدن و زدودن روح از الودگی های دنیوی رو برای انسان یاد آوری می کنه امیدوارم  سال نو سال مهربانی و عشق برای تمامی ایرانیان باشد و سال آراستن روح به نیکی ها

چقدر شبیه خودت میشوی وقتی ...

 
 

 

بنام خدایی که نام و یادش آرامش بخش دلهاست ...

 

چقدر شبیه خودت میشوی وقتی ...

 

·         به ترانه خوانی قلبت گوش می سپاری ... چه زیبا عشق الهی را زمزمه می كند ...

·         سختی های زندگی را با آرامش تدبیر و شجاعت پشت سر می گذاری! زیرا می دانی خدا درسی بیش از ظرفیتت به تو نمی دهد.

·         بر روی صفحه ی ذهنت فقط و فقط لحظه های خوش را نقش میزنی!!

·         هر روز صبح به محض بیدار شدن پیش از هر چیز به خدا سلام می كنی.و به خاطر روز سر شار از معجزه ای كه پیش رو داری تشكر می كنی...!

·         در بد ترین شرایط زندگی هم زمزمه می كنی: آرامش!

·         هر گاه كسی از تو می خواهد كه پندی به او بدهی می گویی: همیشه به خدا توكل كن!  

·         در زندگی ات فقط روزهایی را به حساب می آوری كه حد اقل یك كار خوب انجام می دهی این كار خوب می تواند یك لبخند گرم باشد...!

·         می دانی كه بهترین راه برای شاد زیستن شاد كردن دیگران است...!

·         هر اتفاقی كه در زندگی ات می افتد سعی می كنی از آن درسی بیاموزی. چون میدانی كه خدا بی دلیل آن اتفاق را در زندگی ات قرار نداده است !!!

·         هیچ وقت نگران فردا نیستی . چون ایمان داری كه فردا خیلی خیلی بهتر از امروز است...

·         می دانی كه تنها راه رسیدن به آرامش در این آشفته بازار دنیا این است كه به خدا اعتماد كنی .

به سوي آرامش

دلم برای لحظه ای آرامش تنگ شده بود و من در جستجوی آرامش بیهوده تقلا می کردم می دانستم آسمان آبی دل را آرام

می کند اما دل من مثل پرندگان مهاجر آنجا بی قرار بود ......

من آرامش را در نگاه مهربان گلبرگی می دیدم که شبنم را بی صبرانه همراهی می کرد اما در نگاه خسته من تاثیری

نداشت. ............

به دریای پهناور نگاه کردم با این که موجهای خروشان مرا به دنیای بی خیالشان می بردند و لحظاتی با آنها همراه می شدم

اما به زودی به ساحل تنهایی ام فرود می آمدم ........

افق هم یاد آور لحظه های تنهایی من بود شاید زیبایی افق مرا لحظاتی به وجد می آورد اما به زودی غروب آن را شاهد

بودم و باز دلم گرفت........................

باز نگاهم به آسمان افتاد اکنون ستارگان نیز مرا به دنیای خودشان می بردند دنیای با عظمتشان مرا لحظاتی به فکر

فرو می بردو آرامش غریبی به من می داد اما ......

فراتر از آن به خدا می اندیشیدم او منبع آرامش و عشق بود وقتی در سکوت شب او را ستایش می کردم آرامش غریبی

وجودم را می گرفت .......

آرامش را می توانستم در توکل بر خدایی بیابم که خالق همه آن چیزهایی بود که می توانست لحظاتی مرا آرام کند........

چه آرامش عظیمی مرا در بر گرفته بود وقتی با خالق هستی راز و نیاز می کردم .........

او سرچشمه عشق بود و

عشق به او نهایت آرامش

زندگی را نخواهیم فهمید اگر ...

 

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بی‌نتیجه ماند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.

زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانس‌ها و فرصت‌های طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصت‌ها موفق نبوده‌ایم.

فراموش نکنیم که بسیاری اوقات در زندگی وقتی به در بسته‌ای می‌رسیم و یک‌صد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند. گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز می‌کند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود‌ و نه کلید دیگر است. یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند. از روی همین زمین خوردن‌ها و دوباره بلندشدن‌هاست که معنای زندگی فهمیده می‌شود و ما با توانایی‌ها و قدرت‌های درون خود بیشتر آشنا می‌شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

موفقيت از آن كساني است كه ذهنيت موفق دارند

رسيدن به موفقيت، قدرت و هر چيز خوب ديگري در اين دنيا آرزوي مشترك بيشتر انسانهاست ولي با اين حال هنوز اكثريت انسان ها از وضعيت مالي، فكري و روحي مناسبي برخوردار نيستند. در دنيايي كه ما انسان ها در آن زندگي مي كنيم فرصت هاي زيادي براي رسيدن به موفقيت وجود دارد ولي متأسفانه كمتر كسي مي تواند از اين فرصت ها به نفع خود استفاده كند. متأسفانه انسان ها بيشتر در رؤياي رسيدن به موفقيت زندگي مي كنند تا اين كه بخواهند براي رسيدن به آن تلاشي از خود نشان دهند. حقيقتي كه هر انساني در راه رسيدن به موفقيت بايد همواره به آن توجه كند اين است كه نه كسي شانسي و از روي اتفاق به موفقيت مي رسد و نه كسي به همين صورت موفقيت هاي خود را از دست مي دهد. اين موضوع بيانگر اين مطلب است كه رسيدن به موفقيت خود مراحلي دارد و فقط كساني كه از اين موضوع باخبرند که مي توانند اميدوار به دستيابي به آن باشند.



افكار همه چيز شماست

با كمي مطالعه و تحقيق در زندگي بيشتر انسان هاي موفق جهان به اين نتيجه مي رسيم كه پشتكار داشتن و سخت كوش بودن ويژگي مشترك تمام انسان هاي موفقي است كه تا به حال روي كره زمين زندگي كرده و مي كنند. اگر در زندگي بيشتر انسان هاي موفق جهان نگاهي بيندازيد به اين نتيجه مي رسيد كه بيشتر آنها در ابتدا به اشخاصي خانه به دوش شبيه بوده اند اما در عين حال افكاري سلاطين گونه داشته اند! بنابراين اگر شما هم مي خواهيد به موفقيت برسيد (بسته به اين كه موفقيت براي شما چه مفهومي دارد) بايد جنس ذهنيت شما از افكار مثبت و اميد به آينده باشد تا شما بتوانيد با اشتياق و طراحي برنامه اي مناسب براي رسيدن به آن تلاش كنيد.


همه از صفر شروع كرده اند

با اين حال، ممكن است اين ذهنيت در شما ايجاد شده باشد كه حتي با وجود اين كه ذهنيتي مثبت داريد ولي به علت كمبود منابع و امكانات لازم نمي توانيد به اهداف خود برسيد. فراموش نكنيد كه تمام انسان هاي موفق هم در ابتداي كار وضعيتي مانند شما داشتند ولي با اين حال توانستند با تلاش بيش از حد و داشتن افكار و برنامه اي مناسب به اهداف خود برسند. اصولاً انساني كه در ذهن خود هدف قاطعي دارد كه بايد به آن برسد هيچوقت به محدوديت ها فكر نمي كند. تنها منبعي كه انسان هاي موفق از آن بهره مي برند ذهن است.

اين افراد از آنجايي كه مي دانند مغز انسان با افكار او دوست مي شود، هميشه بهترين افكار را براي دوستي با ذهن خود انتخاب مي كنند. اگر شما به خود به چشم يك انسان موفق نگاه كنيد ذهنتان نيروي دروني شما را براي رسيدن به وضعيتي كه دوست مي داريد هماهنگ مي كند، اما اگر افكار و تصورات شما عليه خودتان باشد حتي اگر از منابع خوبي نيز برخوردار باشيد به زودي همه چيز را از دست خواهيد داد. متأسفانه بسياري از انسان ها فكر مي كنند كه محدوديت، معيار سنجش انسانهاست، در حالي كه معيار حقيقي سنجش انسان ها، افكاريست كه آنها در سر دارند.


هيچ وقت نگو دير شده

وقتي صحبت از رسيدن به موفقيت است و انساني از انسان ديگري دعوت مي كند تا براي رسيدن به هدفي تلاش كند، معمولاً اين گونه پاسخ مي شنود كه ديگر دير شده است. عبارت «ديگر دير شده» جواب انسان هايي است كه ارباب ذهن خود نيستند. كسي كه ارباب ذهن خود باشد هيچ وقت به كمبود منابع، پيري يا... فكر نمي كند، بلكه به اين فكر مي كند كه از كدام راه بايد براي رسيدن به موفقيت استفاده كند. كسي كه ارباب ذهن خود نباشد حتي اگر تلاش شبانه روزي براي رسيدن به موفقيت داشته باشد هيچ وقت به خواسته خود نمي رسد.

اگر كسي مي خواهد به موفقيت برسد بايد تلاشي توأم با ايمان به پيروزي داشته باشد. در كنار اين موارد اگر شما بدانيد كه چه مي خواهيد و در پي چه چيزي هستيد مي توانيد در هر وضعيتي به موفقيت برسيد. فراموش نكنيد كه هرگز بدون زحمت چيزي عايد شما نمي شود.

براي رسيدن به موفقيت بايد بهاي آن را بپردازيد، هرچند كه اين هزينه در مقايسه با آنچه كه به دست مي آوري بسيار ناچيز است.


از همين امروز شروع كن

براي رسيدن به موفقيت بايد از همين امروز شروع كنيد و قدر تك تك لحظات و كوچكترين فرصت هاي زندگي را بدانيد. كساني كه براي رسيدن به موفقيت منتظر لحظات جادويي مي مانند هيچ وقت به آن نمي رسند. فراموش نكنيد كه فرصت ها هميشه در جامه مبدل (گرفتاري يا شكست) به سراغ انسان ها مي آيند. پس فراموش نكنيد كه هر وقت در زندگي با مشكلي روبرو شديد با چشمان باز به اطراف نگاه كنيد تا بتوانيد موفقيتي كه در نزديكي شما پنهان شده است را پيدا كنيد. يك ضرب المثل ايتاليايي مي گويد:« كسي كه منتظر زمان مي ماند آن را از دست مي دهد.» براي رسيدگي به چيزي منتظر آمدن آن نمانيد، به سمت آن برويد. با چشمان باز خود مراقب تك تك لحظاتي باشيد كه به سادگي از كنار شما مي گذرند».


اگر اراده اي باشد راهي وجود دارد

براي رسيدن به موفقيت بايد به تلاش خود بيفزاييد. اين مهم نيست كه شما در چه سن و سالي هستيد. تفكر مسموم «ديگر دير شده» را از خود دور كنيد تا به شما ثابت شود براي كسي كه اراده اي در خود مي بيند همواره راهي وجود دارد. تلاش و برنامه مناسب تنها چيزهايي هستند كه شما به آنها نياز داريد. همواره به خود يادآوري كنيد كه موفقيت از آن كساني است كه ذهنيت موفق دارند و شكست از آن كساني است كه بي تفاوت اجازه مي دهند ذهنيت شكست در آنها نفوذ كند. يكي از ويژگي هاي مثبت استفاده از اين تفكر اين است كه وقتي به آن تسلط پيدا مي كنيد و دائما از آن استفاده مي كنيد بي اراده خود را در مسير رسيدن به موفقيت در حال حركت مي بينيد. در اين هنگام است كه شما موفقيت را با تمام وجود در آغوش مي گيرد و از اين موضع تعجب مي كنيد كه در اين چند سال كجا بوده است!


هيچ وقت گول ا حساسات خود را نخوريد

روزي شاگردي به ديدن استاد خود مي رود و به او مي گويد قدرت تمركز حواس ندارم و نمي توانم كارهايم را درست انجام دهم. استاد در جواب شاگردش به او مي گويد: مي گذرد، هيچ وقت به اكنون توجه نكن و به تلاش ادامه بده. همانطور كه قبلاً اشاره شد، رسيدن به موفقيت از روي شانس و اقبال نيست و همواره نياز به تلاش دارد. در حقيقت زماني كه هم به آن رسيده ايم بايد براي حفظ آن تلاش كنيم وگرنه به زودي آن را از دست مي دهيم.

خوشبختی

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از آن که لحظه ها همان خوشبختی بودند.  .

(علی شریعتی)

سخن بزرگان


رویاهای بزرگ داشته باشید.فقط رویاهای بزرگ می توانند روحیه وذهن شما را فعال نگه دارند.

برایان تریسی

سخن بزرگان جهان

در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت درما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم ، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم .  پائولو کوئيلو


وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست . تناجیو 


دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد ، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد . یورتن     


بیدارترین ، هشیارترین ، و پسندیده ترین کسان ، دانای سالخورده ای باشد که دانش به تجربت آموخته است . بزرگمهر


انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد. سارتو


اغلب مردم نیمی از عمر را صرف بدبخت نمودن نیم دیگر می نمایند . شان فور 


در هر کجا که هستید و با هر چه که در اختیار دارید کاری بکنید . تئودور وزد  


تنها به قصد دست یافتن به امور محال است که بشر می تواند به بالاترین حد امور ممکن دست یابد. سنت بور


آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر . اُرد بزرگ 


هیچ سرزمین سختی نمی تواند مانع جوشیدن چشمه هنر و دانش ایرانیان گردد . شاه اسماعیل سامانی


هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی. توماس فاول باکستون


هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟! .  جک لندن


چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران


زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن . جان دیوی


به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند  . جبران خلیل جبران

 میزان کارایی شما هر چه باشد ، توانایی های بالقوه شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است. جیمز تی. مک کی 

يادتان باشد كه هر شكستي ميتواند پله اي به سمت موفقيت باشد

تعیین هدف کنید  . سعی کنید هدفتان منطقی باشد  و خیلی دور از دسترس نباشد  اگر هدف بسیار بزرگ و دوری دارید آنرا به اهداف کوچکتر تقسیم کنید .  طولانی شدن تلاش ممکن است باعث خستگی و ناامیدی شود  اهداف کوچکتر پس از براورده شدن به ما انرژی و شادابی می دهند و باور موفقیت را در ما تقویت می کنند .

ذهن مانند یک کودک است  اگر می خواهید کودکتان شخصی با اعتماد به نفس باشد باور موفقیت را در او بپرورانید  . به او مسئولیتهای کوچکی واگذار کنید که مطمئن هستید از عهده اش بر می آید و پس از موفق شدن اورا تشویق کنید و به او بگویید  " آفرین تو موفق شدی تو می توانی "  البته گاهی هم اجازه بدهید شکست بخورد تا یاد بگیرد که با شکستهایش چگونه بر خورد کند  . به او کمک کنید تا هنگام شکست خوردن راهی برای ادامه دادن و حتی تبدیل شکست به یک موفقیت جدید پیدا کند .

زندگی به ما نشان خواهد داد که گاه شکست به خیر و صلاح ما بوده و چه بسا یک شکست کوچک باعث تغییر مسیر ما شده و باعث شود به هدفمان برسیم که در غیر اینصورت ممکن بود مدتها راه اشتباه را طی کنیم .

قانون سکوت را رعایت کنید . در مورد اهداف و استراتژی های خود کمتر صحبت کنید . انرژی منفی دیگران به راحتی می تواند راه شما ر ا سد کند .

نگذارید سخنان منفی دیگران شما را دلسرد کند . آنان که همواره دیگران را دلسرد می کنند افرای شکست خورده و ناامید هستند  . یک فرد موفق از موفقیت دیگران خوشحال می شود  و  حتی برای موفقیت دیگران تلاش و دعا می کند .  هرگز برای موفق شدن پا روی دیگران نگذارید و دیگران را نردبان ترقی خود نسازید چون روزی دیگری همین کار را با شما خواهد کرد . برای رشد روحی خود به دیگران کمک کنید و برای آنان آرزوی موفقیت کنید  ای بزرگمنشی شما را می رساند  در حالی که حسادت نشانه حقارت انسان است .

همواره به خود تلقین مثبت کنید  . کلمات سرشار از انرژی هستند . کلمات انرژی شما را برای ادامه ی مسیر فراهم می کنند .  

به نشانه ها توجه کنید . خداوند از هر طریقی ما را راهنمایی می کند . یک کتاب  یک حرف اتفاقی یا هر چیز دیگری  می تواند یک نشانه یا جواب سوالی باشد . حتی از طریق رویا نیز ممکن است راهنمایی شوید

براي رسيدن به يك هدف و خلق يك خواسته بايد باور كنيم كه خواسته ما امكانپذير است و باور کنیم که وجود دارد    

 از خود بپرسيد اگر به خواسته ام رسيده بودم الان چه احساسي داشتم ؟ همان احساس را در خود ايجاد و حفظ كنيد و با آن احساس راه را ادامه دهيد .

هدف را شما تعيين كنيد اما راه رسيد ن به آن را تعيين نكنيد اگر خود را به خدا بسپاريد خداشما را از بهترين راه به هدفتان خواهد رساند به شرط اينكه در طي مسيير با خدا همكاري كنيد و اصول اخلاقي و معنوي را زير پا نگزاريد

يادتان باشد كه هر شكستي ميتواند پله اي به سمت موفقيت باشد 

  فقط و فقط وقتی شکست خورده اید که دست از تلاش بردارید . تا زمانی  که به راه ادامه می دهید مانند رودخانه زنده هستید...

انسان موفق چه کسی است؟


زندگی انسان بی فایده نیست بلکه ان یک تکامل پایان ناپذیر می باشد . اما متٲسفانه

ما ان راهی که به مقصد می رسد را گم کرده ایم .ان راهی که به تکامل می رسد را فراموش کرده ایم.انسان اگر بخواهد موفق باشد باید خود را بشناسد و به خود باور پیدا کند.راه درون را دریابد وان را درست بپیماید تا سرانجام به راه بیرون از خود گام بگذارد و راه برون٬راه اجتماع  وراه عقل و دانش را استوار ٬بی لغزش٬سودمند و خوشایند برای بودن و هستی خود زیبا وسازنده نماید.ولی باید هر روز دنیا  را با تازگی  همان روز  ببیند

و به خود بگوید:من وجود دارم ٬من هستم٬ من در حال شدن می باشم٬من همان هستم که  زندگی خود را می سازم٬اگر شکست بخورم به سرزنش خود و دیگری نمی پردازم

بلکه از ان به عنوان نکته مثبت و پلکان موفقیت استفاده می کنم.